• کارگردان: نوید محمودی
  • نویسنده: نوید محمودی
  • بازیگران: ندا جبرائیلی، هستی مهدوی، آناهیتا افشار، فرشته حسینی، شیدا خلیق
  • ایران | ۱۳۹۹

وقتی حتا نمی‌توانی اسم‌ش را بیاوری

با محوریت تمی که حتا از کلمات دقیق حول‌ آن نیز نمی‌توان بی‌پروا استفاده کرد و یک‌بار هم نسخه‌ی خوب‌نوشته‌شده‌ی آن را در فیلم‌نامه‌ی «خانه دخترِ» پرویز شهبازی دیده بودیم، مشخص است که تعریف‌کردن یک داستان تازه درباره‌‌ی «بکارت» و حساسیت جامعه‌ی سنتی نسبت به آن، چه اندازه دشوار خواهد بود؛ حالا در «هفت‌ونیم» برادران محمودی سنگ بزرگی را نشانه رفته‌اند که حاصل‌ش آشکارا نزدن است. آن‌ها نه یک داستان، که خواسته‌اند هفت داستان حول بکارت و زنانه‌گی تعریف کنند.
مثل هر اثر اپیزودیک دیگری، در «هفت و نیم» هم با یک کیفیت هم‌سان مواجه نیستیم. برخی اپیزودها موفق‌ترند، برخی معمولی از کار درآمده‌اند و دوسه‌تایی هم از اساس بی‌ربط و برای «جوری جنس» به فیلم الصاق شده‌اند. موفق‌ترها آن‌هایی هستند که غیرقابل حدس‌ترند، موقعیت‌هایی تازه دارند و داستانی کم‌تر پرداخت‌‌شده. به‌طور مشخص از دو اپیزود ناهید و نیلوفر حرف می‌زنم. یکی داستان دختری افغان که برای گرفتن شناسنامه‌ی قانونی ایران و متعاقب‌ش گذرنامه‌ی معتبر به عقد صوری مردی ایرانی درآمده و حالا مرد پی گرفتن باج جنسی از او پیش از طلاق‌دادن‌ش است (می‌بینید؟ می‌تواند دست‌مایه‌ی یک فیلم بلند باشد) و دیگری داستان دختری که تمام سال‌های بزرگ‌شدن نتوانسته به پدرش بگوید ترنس است و حالا چند روز دیگر مراسم ازدواج‌ش برپاست. هر دو اپیزود به واسطه‌ی موقعیت قابل بسط خود که بیش‌تر از زمان فعلی قابلیت پرداخت دارد، یقه‌ی تماشاگر را لحظه‌ای رها نمی‌کند و بازی دو زوج این قصه‌ها (در اولی آناهیتا افشار و علیرضا کمالی و در دومی شیدا خلیق و علیرضا استادی) نیز به قوت اتفاق در صحنه کمک کرده است. فیلم، یک زوج خوب‌ دیگر هم دارد که در قصه‌ای کم‌مایه از دست رفته؛ شاید این‌جا حتا کار دو بازیگر سخت‌تر هم بوده باشد در درآوردن رابطه و باورپذیری اتفاق. اپیزود فرشته با بازی فرشته حسینی و حسین مهری که از بهترین بازیگران «هفت‌ونیم» هستند.
نکته‌ی عجیب اما در تمام اپیزودها نگاه پذیرنده‌ی هفت زن نسبت به سنت و تعصبات مردانه است. در معترضانه‌ترین‌شان از بین «هفت» داستان، زن‌ها صرفن درخواست پذیرفته‌شدن‌شان را در شکلی که هستند دارند و در آن «نیم» پایانی، همان هم زیر سؤال می‌رود. نمی‌دانم. لابد هنوز «زن تحت ستم شرقی» در بازارهای سینمایی بیش‌تر خریدار داردِ؛ تا زن واقعی امروز، که می‌تواند بایستد و بجنگد و حق‌ش را بگیرد.
«هفت و نیم» در خروجی نهایی فیلمی قابل دیدن است که در زمان هفتاد و چنددقیقه‌ای‌اش حداقل خسته‌ات نمی‌کند و جاهایی درگیرکننده هم هست؛ هرچند آن دو سه اپیزود خیلی بد، کیفیت نهایی را بسیار پایین آورده است.
بهترین فیلم برادران محمودی پس از «چند متر مکعب عشق».