• کارگردان: امیر تیموری
  • نویسنده: اکتای براهنی
  • بازیگران: امیر جدیدی، پری‌ناز ایزدیار، سارا بهرامی، حسن معجونی، علیرضا ثانی‌فر و ستاره پسیانی
  • ایران | ۱۳۹۹

یک اشتباه استراتژیک

در توضیح این‌که چه‌گونه نقشه‌ی فرار «لتیان» از «سندرم فرهادی»، علیه خودش عمل می‌کند؟

«لتیان» برای فرار از «سندرم فرهادی» -بیماری شایع سینمای ایران در دهه‌ی نود- یک «نقشه‌ی فرار» دارد. سعی می‌کند مسیری دیگر را در پرده‌ی آخر برود، تا آن شصت دقیقه‌ی ابتدایی را هم جوری دیگر جلوه دهد، بیرون از دایره واژگان سینمای فرهادی. می‌خواهد بگوید، ما داستان آدمی را دیده‌ایم که برآیند اتفاقات حول‌ش طی دو روز، توانسته هیولای درون او را بیدار کند، تا سبعانه‌ترین تصمیم ممکن را در قبال جان تعدادی آدم آشنا و غریبه بگیرد؛ و بگوید تا این‌جا فریب‌مان داده که به نظر رسیده فیلمی است از شمار داستان‌های مبتنی بر موقعیت هولناک اخلاقی و قضاوت جمعی. فریب خورده‌ایم که فکر کرده‌ایم این همان «درباره‌ی الی…»ست با یک اگر‌: اگر علیرضا هم با الی از ابتدا هم‌راه دایره‌ی دوستان به آن سفر شمال آمده بود‌. اگر نه که آدم‌ها همان‌ند و موقعیت همان.
این «نقشه‌‌ی فرار» اما، می‌شود پاشنه‌ی آشیل. تمام آن شصت دقیقه‌ی نخست به‌دقت چیده‌شده را هم، که باید به نتیجه‌ای منطقی برسد، بر باد می‌دهد. «لتیان» را فیلمی دو-پاره می‌کند که آدرسی می‌دهد اما به مقصدی دیگر می‌رود. در پایان، حتا دیگر با یک فیلم متأثر از سندرم فرهادی مواجه نیستیم که بگوییم «حیف که تازه نیست، اگرنه موقعیت خوبی داشت…»؛ فیلمی دیده‌ایم که آدم‌هاش و موقعیت مرکزی‌اش و تصمیم نهایی ضدقهرمان‌ش، باورپذیر نیست‌. از دست رفته. هدر شده است.
اگر این فرض را بپذیریم، آن وقت می‌فهمیم که چرا نخستین تجربه‌ی فیلم‌سازی علی تیموری را، قاب‌های عریض خوب‌چیده‌شده توسط او و فیلم‌بردارش ادیب سبحانی نجات نمی‌دهد؛ چنان‌که، میزانسن‌های برخی فکرشده برای نوع ورود و خروج آدم‌ها به قاب، و دیالوگ‌نویسی چندلایه‌ و پینگ‌پنگی اکتای براهنی هم، در نیمه‌ی نخست؛ و باز البته، بازی تسخیرکننده‌ی حسن معجونی و اساسن کیفیت تیم بازیگری فیلم -جز یک نفر-؛ که جمله‌گی، نمی‌توانند «لتیان» را در آن اندازه‌ای قرار دهند که خود فیلم بر خود متصور است.
همان ابتدا نوشتم: این یک تلاش به هدر رفته، حاصل از یک اشتباه استراتژیک است. یک کوشش دسته‌جمعی برای «هیچ». هرچه‌قدر هم که پشت‌ش زحمت به چشم بخورد و هرچه هم بخواهد پُز کیفیت اجراش را نسبت به جریان رایج سینمای ایران بدهد.