بزرگ‌ترین ستایش سینما از زندگی

سومین قدم بلند سینمای معاصر در صنعت «سه‌بُعدی»سازی؛ اگر به این قائل باشیم که «آواتار» سرسلسله و «هیوگو» تحول در سه‌بُعدی‌سازی‌های مدرن محسوب می‌شوند. «جاذبه» فیلمی است برای سینما، برای پرده‌ی عظیم و در ستایش دست‌آوردهای تازه‌ی آن. تجربه‌ای که تا چندسال قبل‌ش تماشای آن بیش‌تر به جادو می‌مانست، تا واقعیت؛ و خالق‌ش، روی تجربه‌های حسی تازه‌ای از سینما نزد مخاطب‌ش حساب کرده و واکنش‌های حسی لازم برای پیش‌برد درام‌ش را نه در قصه، که در اجرا پیش‌بینی کرده. وقتی تماشاگر بخشی از اتفاق روی پرده است، و نه ناظر آن.
در «جاذبه»، آلفونسو کوآرون، سفر یک‌نفره‌ی «بازمانده» برای بقا را، تبدیل به یک سفر دونفره می‌کند: کاراکتر و مخاطب. انگار که نابودی او، نابودی توی بیننده هم هست. جوری تجربه‌ی مکاشفه در خود؛ که اگر من هم بودم چنین می‌کردم. تو هم همراه ریان شوکه می‌شوی، در موقعیت‌های غریب گیر می‌افتی، نگرانی، و در لحظه‎‌ی نومیدی مطلق، از همه‌چیز قطع امید می‌کنی. وقتی ترجیح می‌دهد خودش را بکشد، تا دیگر بیش از این تقلا نکند، فکر می‌کنی انتخاب درست همین است، و آن‌جا شاید برای اولین‌بار باشد که فیلم‌ساز قدری خودش را نشان می‌دهد. با نمایش لبخند آرام مجسمه‌ی یک خدای شرقی، که می‌خواهد بگوید این فرجام نیست، و به این راحتی نمی‌تواند تمام شود، و باید برای زنده‌ماندن جنگید و طاقت آورد.
«جاذبه» از بزرگ‌ترین نمونه‌های ستایش «زندگی» در سینماست. در اهمیت بقا. درباره‌ی ارزش زنده‌ماندن و جنگیدن. با آن «ممنون»ی که ریان به‌عنوان آخرین دیالوگ، در سپاس از زنده‌ماندن‌ش، به خالق‌ش می‌گوید. هیچ فیلمی را به یاد ندارم که این‌گونه و با این قدرت، جنگ برای بقا و اهمیت زنده‌ماندن را به ما یادآوری کرده باشد.
این فیلمی است که جایگاه کوآرون را از یک فیلم‌ساز مهم معاصر، به یکی از فیلم‌سازان مهم تاریخ سینما تغییر می‌دهد. شاید بهترین تعریف درباره‌اش نزد آ. اُ. اسکات منتقد نیویورک‌تایمز باشد: «در زمانی کمی بیش‌تر از ۹۰ دقیقه، آن قواعدی از سینما که ما می‌شناختیم دوباره نوشته می‌شود.»
+
«جاذبه» ۱۰ نامزدی اسکار به دست آورد و ۷تای آن‌ها را گرفت اما یکی از سه‌تایی که نگرفت اسکار بهترین فیلم بود. اعضای آکادمی تشخیص دادند اسکار بهترین فیلم سال را به «۱۲ سال بردگی» بدهند. همین‌قدر احمقانه. همین‌قدر خنده‌آور.
قرار بود نقش نخست زن فیلم را آنجلینا جولی بازی کند اما او در دو مقطع مختلف حضور در پروژه را رد کرد. ماریون کوتیار برای بازی در اینسپشن و ناتالی پورتمن برای «قوی سیاه» فیلم کوآرون را ریجکت کردند. جالب است بدانید ساندرا بولاک حتا در ۱۰ گزینه‌ی اول کوآرون هم برای ایفای نقش ریان نبوده. حداقل جرج کلونی گزینه‌ی جای‌گزین نقشی بوده که قرارداد بازی‌اش با رابرت دانی جونیور بسته شد اما او هم به‌دلیل هم‌زمانی با پروژه‌ای دیگر آن را رها کرد تا سرانجام کلونی هم‌بازی بولاک شود.

 

[ این فهرست ترتیب ندارد. لزومن بهترین‌های تاریخ سینما هم نیست. #جواهرهای_سینمایی_زندگی_من است، برای کسانی که در این سال‌ها هم‌سلیقه بوده‌اند یا دنبال‌م کرده‌اند. محبوب‌ترین‌هام. ]
#صدفیلم_خسرونقیبی