• کارگردان: مسعود کیمیایی
  • نویسنده: مسعود کیمیایی براساس فیلم‌نامه‌ی «شب سمور» نوشته‌ی بهرام بیضایی
  • بازیگران: سعید راد، خسرو شکیبایی، فریماه فرجامی، ایرن، کوروش افشارپناه، جمشید هاشم‌پور و جلال پیشواییان
  • ایران | ۱۳۶۰
  • «خط قرمز» در ویکی‌پدیا

محصول زمانه‌ی خویش

«خط قرمز» از کامل‌ترین فیلم‌های مسعود کیمیایی است؛ برای نگارنده، یکی از سه بهترین کارنامه‌ی فیلم‌ساز. فیلم زمانه‌اش و سند تصویری یک دوران. عجیب نیست برای فیلم‌سازی که در مهم‌ترین برهه‌های زمانی تاریخ سیاسی مملکتش، سریع‌ترین و دقیق‌ترین عکس‌العمل را به اتفاق جاری نشان داده (به طور اخص، در «گوزن‌ها»، در «سفر سنگ»، در همین فیلم، در «اعتراض» و در «جرم»)، منتقدانش از صفت «در گذشته جامانده» استفاده می‌کنند؟ کدام فیلم‌ساز در کدام برهه تاریخی از زمانه‌اش، برچسب «سینمای ژورنالیستی» را پذیرفته، که کیمیایی خودش از آن برای این دسته از فیلم‌هاش استفاده می‌کند؟ و باز خودش به صراحت می‌گوید این‌ها واکنش‌هایی هستند از فیلم‌سازی اجتماعی که وظیفه‌اش ثبت ادبیات و باور سیاسی یک دوره است و روشن‌فکری که بر ذمه‌اش، هشدار تندروی و درس گرفتن از تاریخ….
تماشای «خط قرمز» در ابعاد بزرگ و با تصویر و رنگ صحیح (امکانی که در این سال‌ها تعداد کمی داشته‌اند) یادآور یک دریغ در سینمای امروز ایران است: فقدان «سینما». کمبود عکس سینمایی. آن چیزی که به اختصار همان «سینما» می‌نامیم‌اش، اما در بسط، شاید اصلی‌ترین دلیل گریز مخاطب از سالن‌های سینما و ترجیح در خانه فیلم دیدن این روزهایش است. چیزهایی به نام «قاب سینمایی»، عظمت و ابهت کلوزآپ و لانگ‌شات، و اصلن تنظیم سلیقه فیلم برای پرده. «خط قرمز» فیلمی از دورانی است که هنوز این چیزها اهمیت دارد (هرچند هنوز هم کیمیایی از معدود فیلم‌سازان ایرانی است که به این موضوع اهمیت می‌دهد) و سلیقه پشت دوربین آن، همه چیز را در اوج و بهترین شکل ممکن می‌خواهد. نگاه کنید به سکانس‌های پیوسته‌ی شکار، ورود به شهر و میهمانی (که فصل طولانی معرفی تا شک را می‌سازند) و به این خصیصه‌های اجرایی در آن‌ها دقت کنید، تا بدانید از چه ساختاری در این یکی از به‌وقت ساخته شده‌ترین فیلم‌های کیمیایی حرف می‌زنم. فیلمی که در کارگردانی، یادآور پخته‌گی اجرایی آخرین فیلم بسیار دیده شده فیلم‌ساز در آن مقطع زمانی یعنی «گوزن‌ها» است.
سی‌وسه سال بعد، «خط قرمز» هنوز سرپاست، هر چند در قوطی مانده باشد و 10 سال یک‌بار، فرصتی، به بهانه‌ای، برای تجدید دیدار با آن دست دهد. بیش از هر چیز، «خط قرمز» هنوز «فیلمِ کیمیایی» است، با همه نشانه‌ها و مختصات یک فیلم از او. مردها و زن‌های سینمای او، با همان خواسته‌ها و همان دغدغه‌های همیشه. درست است که بر تارک فیلم‌، نام فیلم‌نامه «شب سمور» بهرام بیضایی نشسته اما هر متنی در دست فیلم‌ساز مؤلف، فیلمی از خود او می‌شود. آدم‌ها به ادبیات او برمی‌گردند و رفتارها چنان می‌شود که مطلوب ذهن خالق تصویر است؛ چه دوست داشته باشیم، چه نه. چه برتابیم، چه نه. «خط قرمز» هنوز فیلمی مانده که مُهر کیمیایی را بر خود دارد و گرد کهنه‌گی بر خود فیلم و اندیشه‌اش ننشسته؛ بیش‌تر، و با گذشت هر سال، فقط شمایل یک «کلاسیک» را به خود می‌گیرد و چنان که همان ابتدا گفتم یک تصویر فیکس شده از زمانه خودش است.

| روزنامه‌ی سینما – آذر ۹۴ |